85.... 92: در ستایش مرگ

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

مثل سکه‌ای که در آسمان معلّق می‌شود. نه قرار ماندن دارد و نه شکوه پرواز، ولی هم پر است از ترس افتادن و هم لبریز است از اضطراب ارتفاع. یا چونان که ساراماگو می گوید: « و بعد انگار که زمان ایستاده باشد، هیچ اتفاقی نیفتاد. وضع ملکه مادر نه بهتر شد، نه رو به وخامت گذاشت؛ ملکه‌ی مادر بین مرگ و زندگی معلّق مانده بود و تن نحیفش درست لبه‌ی زندگی تکان تکان می‌خورد و هر لحظه ممکن بود به آن سمت دیگری برود، لیکن با طنابی باریک به این سمت محکم شده بود، طنابی که از روی هوسی نامعلوم، مرگ نگهش داشته بود، چرا که جز مرگ چه کس دیگری می‌توانست طناب را نگه دارد». (در ستایش مرگ)

نویسنده : بازدید : 8 تاريخ : چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 16:40
برچسب‌ها :